محمد مهريار
192
فرهنگ جامع نامها و آباديهاى كهن اصفهان ( فارسى )
كندلان ، سيان ، يفران ، ازيران « 1 » و غيره و غيره ، ناحيتى است كه بىشك از ديرباز آباد بوده است و خود اين ديههاى كهن علامات آبادانى آن است . وجود منارههايى مثل منارهء زيار و جار و برسيان هم نشان اين است كه در روزگاران اوايل اسلام اين محل آباد بوده است و مساجد معتبر جامع داشته و اين منارهها نشان آبادانى آن روزگار است . با كمال تأسف در روزگارى كه مىتوان آن را حدود تسلط و تركتازى مغولان به بعد تصور كرد ، روزبهروز از آبادانى و حضارت اين ديهها كاسته شده است و گمان مىرود كه علت آن يكى بيماريهاى بسيار انسانى ( مالاريا و حصبه ) و ديگر وجود باتلاقها و آفات نباتى و حيوان بوده است . بههر حال تا اين اواخر يعنى پيش از نفوذ تمدن و فرهنگ خارجى و پيدا شدن ماشين و وسايل آبكشى جديد و كندن چاه و الحاق آب كوهرنگ به زايندهرود كه موجب اطمينان روستاييان از آب دايم آسانياب گرديد ، اين ناحيه دايما رو به خرابى مىرفته است . چنان كه تا حدود نيمقرن پيش اصلا در تصور عامه غير از يك محل آسمانزدهء بلاخيز گندآبى تصوير ديگرى از براآن نبود ولى از پنجاه سال پيش تقريبا مردم كوشا و زحمتكش اصفهان به آبادى اين محل پرداختند و نزديكى آن به شهر اصفهان نيز عامل بزرگى براى حصول امكانات در آبادانى آن گرديد . اينك اين دهستان به همين علل سرسبز ، آبادان ، خرم و با اقتصادى كموبيش شكوفاست و ديههاى بزرگى در آن مثل برسيان ، زيار ، اندلان ، ايچى ، بركان ، تيميارت ، فساران ، كوهان و غيره و غيره وجود دارد كه در سرسبزى و خرمى و اقتصادى كموبيش شكوفا ، نامبردار است . چنان كه گفته شد خصوصيات جامعهشناسى آن را به تفصيل در نام روستاها به مناسبت آوردهايم و در اينجا به كوتاهى پرداخته و ذكر نام آن را مقدم مىشماريم . واژهشناسى : در فهم معناى اين واژه از ديرباز در اصفهان ، دشوارى وجود داشته است و فضلاى اصفهان نيز با تحقيقات خود نتوانستهاند آن را روشن كنند و همچنان اين ابهام وجود دارد . معادلاتى هم براى آن ديده شده است ، از جمله بهطورى كه گفتيم بلان « 2 » درست به معناى همين براآن است . در نواحى ديگر ايران نيز اين واژه به همين صورت بران
--> ( 1 ) - ن . ك . به : نامواژههاى وجاره ، اندلان ، كندلان ، سيان ، يفران و ازيران در همين فرهنگ . ( 2 ) - ن . ك . به : نشريهء 289 م . آ . ا . ذيل فهرست ديههاى رودشت .